پایگاه اطلاع رسانی والیبال ایران - بزرگترین دریاچه داخلی کشور که درحال کشیدن نفس های آخرش است، قطب تولید سیب و انگور ایران و نقل و بیدمشک همگی ویژگی هایی هستند که ذکر آنها با نام ” اورمیه ” گره خورده اند، اما در کنار این محسنات، ورزشی به نام والیبال نیز در حدود صدسال اخیر تبدیل به ویژگی نوظهوری برای این شهر شده است.

 

اگر در ورزش ایران، مازندرانی ها با کشتی شناخته می شوند، اگر خوزستانی ها و به طور خاص آبادانی ها با فوتبال شان زبانزد هستند، اگر اردبیلی ها با وزنه برداری و گلستانی ها با اسب سواری در ایران مطرح می شوند، همگان اورمیه ای ها را نیز با والیبال می شناسند.

** میدانید چرا میگویند آبادان برزیلته؟؟ **


وقتی یک آبادانی را میخواهید تصور کنید، آن پوستهای سوخته پیکرشان به همراه آن لباس زرد، زودتر از همه در افکاراتمان نمایان میشود ؛ چون اسم برزیل با فوتبالش اجین شده و آبادان ایران هم با فوتبال برزیلش...
گویا انگلیسی ها فوتبال را در مسجد سلیمان و آبادان پشت فنس های شرکت های نفت و پالایشگاه بازی میکردند و کارگران آبادانی هم فقط نگاهشان میکردند و به این اجنبی ها خیره میشدند که چرا 22 نفر به دنبال یک شيء چرمی میدوند و یکی هم در میانه ی جمعیت سوت بدست به دنبال آن 22 نفر میدود و هراز چند گاهی سوتش را به صدا در میاورد!
بعدها خود آبادانی ها درگیر این شیئ کروی شکل چرمی و آن سوت و دروازه ها شدند و آبادان را مهد فوتبال ایران نامیدند ، هرجا رفتند و نشستند پز فوتبالشان را به مردم دادند. اما این مباحث و تاریخچه ی فوتبال آبادان چه ربطی به والیبال اورمیه دارد؟؟؟
چون دقیقا چنین اتفاقی در کوچه پس کوچه های گمنام شده شهر اورمیه هم افتاده است اما از نوع والیبالی اش!
در دنیای شرق، والیبال قبل از آنکه برای نخستین بار بطور رسمی در سال ۱۲۹۷ شمسی توسط افسران انگلیسی وارد هندوستان شود دو سال قبل از آن تاریخ در سال ۱۲۹۵ شمسی توسط مسیونرهای آمریکایی(مبلغان دین مسحیت) که به شهر اورمیه آمده بودند تا دین خود را تبلیغ کنند و بهخیال خودشان مردمان این شهر را هم متمدن سازند!! تیرشان به سنگ خورد چون به شهری وارد شده بودند که تمدن و فرهنگ در آن با وجود دین کامل اسلام در سطح بالاتری از کیش خودشان قرار داشت.
همه چیزشان به کنار ولی به این شهر متمدن و تاریخی چیزی آوردند مثل اینکه مردم شهر را، سحر و جادو کرده باشی!
بله والیبال...!!
میسونرهای آمریکایی برای نخستین بار در حیاط سفارت آمریکا در «صاحابلار کوچه سی» مجاورت ارک دولتی اورمیه «محل فعلی بیمارستان عارفیان و ساختمان های پیرامون آن» والیبال بازی می کردند.
از همان روزهای اولیه کشف والیبال توسط مردم این شهر از آقایان میسیونر، ورزش سنتی زورخانهای تعطیل شد و همه جا پر شد از گرد و خاکی که از زمینهای والیبال به پا میشد.
عجب تهاجم فرهنگی بوده؛مردم هم چقدر زود تحت تاثیر این کادوی مهمان ناخوانده قرار گرفتند!


ارومیه ، والیبال ارومیه


این طور شد که والیبال در شهر تاریخی اورمیه دارای قدمت و اصالت لاینفکّی شد...
از آن پس دو میله به همراه یک توپ و یک تور چه آنکه روی زمین خاکی باشد یا آسفالتی، موزاییکی باشد یا پارکتی، تبدیل به ورزش اول کوچک و بزرگ، پیر و جوان و دختر و پسر این دیار شد. عطش سیری ناپذیر اورمیه ای ها به والیبال، این رشته را به حدی از محبوبیت برای شان تبدیل کرد که آن را به ورزش پرطرفداری چون فوتبال ترجیح می دهند و امروز کوچه و پس کوچه های این شهر بجای زمین های فوتبال پراست از تورهای پاره شده ی والیبال و زمین هایی که با گچ خط کشی شده گواهی بر این مسئله است.
رسوخ تدریجی والیبال در دل اورمیه ای کم کم این رشته را وارد فرهنگ مردم این شهر کرد و اگر امروز صحبت از والیبال اورمیه می شود در واقع سخن از بخشی از فرهنگ مردمان آن است. والیبال اورمیه چه در عرصه باشگاهی و چه در عرصه ستاره سازی تغییرات زیادی به خود دیده است اما آنچه که در اورمیه باقی مانده است، فرهنگ غیرقابل زدودنی والیبال است، والیبالی که مهمترین مشخصه آن شور و شوق و عشق وصف ناپذیر هواداران آن به این رشته ورزشی است.
از دهه ۴۰ که به مرور اورمیه وارد تیمداری در والیبال کشور شد تیم های مختلف با نام هایی متفاوت سنگینی نمایندگی این شهر در والیبال را به دوش کشیده اند. از پاس تا مقاومت، از سمن سو تا آذر پیام، از پگاه تا فولاد و نهایتا شهرداری، تعدادی از نام هایی بوده اند که نماینده این شهر تاکنون به خود دیده است.



ارومیه ، والیبال ارومیه


ارومیه ، والیبال ارومیه

به رغم سابقه طولانی مدت تیمداری اورمیه در عرصه والیبال کشور اما شاید نتوان تعداد موفقیت های باشگاهی این شهر را چه در گذشته که جام پاسارگاد (پیش از انقلاب) بود و چه امروز که لیگ برتر است بیشتر از تعداد انگشتان یک دست برشمرد با این حال تیم های پایه و قهرمانی های پی در پی و زیاد در این رده ها، جورکش تیم های بزرگسال بوده اند و همواره آبروی این شهر را در والیبال خریده اند.
زمین های والیبال باخچا باشی، آپادانا، شاهرخ آباد، آغداش و خزران دروازاسی نمونه ای از میادین والیبال این شهر می باشد. روستاهای اورمیه نیز از این امر مستثنی نیست. به گفته یدالله کارگر پیشه، تنها در بخش نازلی چای اورمیه ۷۷ تیم والیبال وجود دارد. شکوه و عظمت والیبال اورمیه را براحتی می توان در زمین های خاکی روستاها دید. روستاهایی که در صورت استعدادیابی هر یک پتانسیل ارائه تیم در بالاترین سطوح والیبال کشوری را دارد.



جوانان خوش قد و قامت آذربایجانی در اورمیه گویی والیبال را به عنوان میراث ورزشی نسل به نسل و از دیروز تا به امروز از گذشتگان به ارث برده اند.غنای نیروی انسانی اورمیه در والیبال باعث شده است که همواره این شهر بازیکنان زیادی را تقدیم والیبال کشور کند چنانکه والیبالیست های این شهر در طول چند دهه اخیر یک پای ثابت اردوهای تیم ملی والیبال در رده های مختلف سنی بوده اند. محمود آغا فریدون ها و یدالله کارگرپیشه ها و ساسان خداپرست ها و سعید معروف ها که معروف والیبال قاره کهن می باشند. از اولین ملی پوش تاریخ والیبال ایران تا بهترین های آسیا همه بر تارک والیبال این شهر می درخشند. پرویز رضایی، شهابی، محمود آغا فریدون، صمد نسیم فر، قارنیک وارنسیان، رسول بنایی کیا، کارگر پیشه، عزیز پرتوی، محمود محبّ، ابراهیم وطن پرست، رحیم قارسی، مجید ساداتی و از نسل جوانتر ساسان خداپرست، حسین پرموس، سعید معروف ، عبدالرضا علیزاده ، جواد محمدی نژاد و … نام های آشنای والیبال آسیا می باشند.
مردمان و تماشاگران اورمیه والیبال را بازی می کنند و آن را خوب می فهمند. بی خود نیست که سرمربیان کشورهای صاحب والیبالی چون ژاپن، کره جنوبی و استرالیا پس از برگزاری کاپ آسیا در سال ۸۹ متفقا شور و شوق والیبال این شهر را تحسین می کنند. سرمربی ژاپن ادعا می کند: اورمیه تنها شهری است که مردمش والیبال را درک می کنند. سرمربی قزاقستان با غلیان احساسات میگوید : تاعمر دارد اورمیه و تماشاگرانش را فراموش نخواهد کرد. و بازرس و ناظر تایلندی کنفدراسیون والیبال آسیا پس از بازدید از میادین والیبال محلات اورمیه حتی پا را از این فراتر گذاشته و می گوید: صحنه های بسیار زیبایی را از علاقه مردم این شهر به والیبال مشاهده کردم تا بحال در عمرم در هیچ یک از شهرهای جهان که به آنان سفر کرده ام، علاقه مندانی چنین پرشور و پر تعداد ندیده ام که در کوچه محلات شهرشان والیبال بازی کنند!

ارومیه ، والیبال ارومیه

 

فرهنگ و درک والیبال دوستان اورموی فراتر از آنست که در این نوشته کوتاه بتوان به آن اشاره کرد.



والیبال اورمیه با عدم حمایت های لازم در طول این سالیان هر ساله با یک نام متفاوت در مسابقات لیگ شرکت کرده و به مسیر خود ادامه داده که این نیز یکی از عللی است که تماشاگران اورمیه ای همواره تیم شان را تنها با نام «اورمیه» فریاد زده اند.

ارومیه ، والیبال ارومیه

ارومیه ، والیبال ارومیه

به هر حال امیدواریم «اورمیه» روزی شاهد یک باشگاه منسجم، حرفه ای و دارای مدیریت کاملا تخصصی تر باشد تا با جذب بازیکنان بومی خود از سایر تیم ها بدون هیچ دغدغه ای نه تنها به قهرمانی ایران بلکه آسیا بیاندیشد که زیبنده نام و تاریخ و آوازه اش است. حمایت شهرداری اورمیه در این سه سال اخیر می تواند شروعی برای این مهم باشد، البته اگر به دور از مسائل حاشیه ای و منافع سیاسی و غیر ورزشی برخی از افراد، تنها و تنها برای شکوفایی والیبال این دیار باشد که امیدواریم اینگونه نیز باشد.


یکی از میادین شهر اورمیه: